چرا بعد از شنیدن یک خبر تلخ، ناگهان دلمان میخواهد بخوابیم؟
گاهی یک خبر به ما میرسد که وزنش آنقدر سنگین است که بدنمان قبل از ذهنمان کم میآورد و دست و پایمان بی رمق میشود و تنها چیزی که میخواهیم خوابیدن و فرار کردن از جهان برای چند ساعت است...
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
تیتر تلخ یک خبر روی صفحه گوشی میافتد، هنوز جملات بند اول را کامل نخواندهاید که ناگهان احساس میکنید تمام انرژیتان تخلیه شده است. وسط روز است و ساعت کاری را طی میکنید، اما پتو کشیدن روی سر و رفتن به خوابی عمیق، تنها خواستهای است که نمیتوانید در برابرش مقاومت کنید.
فشار روانی شدید میتواند بدن را به واکنشهایی مثل بیحالی، کرختی، جداشدن از محیط و میل شدید به کنارهگیری وادار کند؛ واکنشهایی که انتخاب همیشگی ما نیستند اما در لحظه تنها نیازمان میشوند.
وقتی ذهن با خبری تکاندهنده، ترس یا غمی روبهرو میشود که تحملش دشوار است، ممکن است برای مدتی از شدت درگیری کم کند. بعضی آدمها بیقرار میشوند، بعضی مدام حرف میزنند و بعضی دیگر ناگهان ساکت و خسته میشوند و دلشان میخواهد بخوابند. این واکنشها شکلهای متفاوتی از مواجهه با فشار شدیدند و نمیشود همه آنها را با یک توضیح واحد توجیه کرد.
در روزگاری که خبر بد بیوقفه از صفحه گوشی وارد زندگیمان میشود، خستگی بعد از شنیدن یک فاجعه عجیب نیست. اگر گاهی بعد از یک خبر سنگین فقط دلتان میخواهد چشمهایتان را ببندید، لازم نیست فوراً خودتان را به تنبلی متهم کنید. شاید بدن و ذهن شما فقط برای چند ساعت فاصله میخواهند؛ فاصلهای کوتاه از جهانی که گاهی بیش از توان آدمی خبر بد دارد.