رویارویی بعدی با ایران حتمی است؛ تنها زمان آن مشخص نیست
ایالات متحده بدون پذیرش کاهش تحریمها راهی برای دستیابی به توافقی پایدار با ایران ندارد و در غیر این صورت باید خود را برای دورهای تازهای از تنش و رویارویی در منطقه آماده کند.
دنی (دنیس) سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد برنامه «ایران و محور شیعی» در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) و رئیس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل در واکنش به حمله آمریکا به ایران در شبکه ایکس نوشت:
ایالات متحده امروز با یک انتخاب بنیادین و سرنوشتساز روبهرو است؛ انتخابی که میتواند مسیر آینده روابط واشنگتن و تهران را تعیین کند. آمریکا یا باید بهدنبال دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک با ایران باشد، یا خود را برای ادامه چرخهای از رویاروییهای تکرارشونده در خلیج فارس آماده کند؛ چرخهای که هر بار میتواند منطقه را به آستانه بحرانی تازه برساند.
تحولات و رویدادهای ۲۴ ساعت گذشته بار دیگر نشان داد که در غیاب یک توافق، دو طرف تا چه اندازه مستعد حرکت به سمت دور جدیدی از تنش و تشدید درگیریها هستند. تجربه سالهای اخیر نیز ثابت کرده است که نبود یک چارچوب توافقی پایدار، خطر لغزش به سمت بحرانهای جدید را همواره زنده نگه میدارد.
متأسفانه چشمانداز چندان واقعبینانهای برای دستیابی به توافق وجود ندارد
با این حال، یک واقعیت مهم وجود دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. متأسفانه چشمانداز چندان واقعبینانهای برای دستیابی به توافقی که در مراحل اولیه آن کاهش معنادار فشارهای اقتصادی علیه ایران در نظر گرفته نشده باشد، وجود ندارد. هرگونه تصور مبنی بر امکان رسیدن به توافق بدون پرداختن به این مسئله، با واقعیتهای موجود فاصله دارد.
اگر ایالات متحده واقعاً بهدنبال دستیابی به توافق باشد، ناگزیر است با خواستههای ایران در زمینه کاهش تحریمها و رفع بخشی از فشارهای اقتصادی وارد تعامل شود. تهران در طول سالهای گذشته بهطور مداوم نشان داده است که صرفنظر از حجم و شدت فشارهای اعمالشده، حاضر نیست از این مطالبه عقبنشینی کند. به همین دلیل، ادامه سیاست فشار بدون ارائه چشماندازی از کاهش تحریمها بعید است به نتیجهای متفاوت منجر شود.
رویارویی مستمر با ایران؟
اما اگر واشنگتن حاضر نباشد این واقعیت را بپذیرد، باید به گزینه محتمل دیگری نیز بیندیشد؛ گزینهای که در آن رویاروییهای مستمر با ایران ادامه پیدا میکند و در نهایت ممکن است از کنترل همه طرفها خارج شود. چنین روندی میتواند منطقه را به سمت یک درگیری نظامی گستردهتر و در شرایطی بهمراتب نامطلوبتر سوق دهد.
حتی اگر آمریکا تصمیم بگیرد یک کارزار نظامی محدود را با هدف تضعیف ایران دنبال کند، بعید است چنین اقدامی بتواند به شکلی بنیادین موضع مذاکراتی تهران را تغییر دهد. تجربههای گذشته نیز چنین نتیجهای را تأیید نمیکنند. این اتفاق پیشتر رخ نداده است و دلایل چندانی وجود ندارد که تصور شود اکنون شرایط متفاوت خواهد بود.
بدون دستیابی به توافق، بحران کنونی بار دیگر و بار دیگر تکرار خواهد شد
برعکس، ایران از آخرین دور تبادل حملات و درگیریها با این برداشت خارج شده است که توانایی تحمل فشارها را دارد و در عین حال میتواند به حملات پاسخ دهد. این برداشت، بخش مهمی از محاسبات راهبردی تهران را شکل میدهد و بر رفتار آینده آن تأثیر خواهد گذاشت.
در چنین شرایطی، اتکا به بازدارندگی صرف نمیتواند راهحلی پایدار برای بحران موجود فراهم کند. بدون دستیابی به توافق، بحران کنونی به احتمال زیاد بار دیگر و بار دیگر تکرار خواهد شد. هر چارچوب دیپلماتیک پایداری ناگزیر باید مطالبه ایران برای برخورداری از گشایش اقتصادی و کاهش فشارهای تحریمی را مورد توجه قرار دهد. در غیر این صورت، وقوع یک رویارویی جدید نه مسئله «اگر»، بلکه مسئله «چه زمانی» خواهد بود.
در نهایت…
در نهایت، چالش اصلی پیش روی ایالات متحده آن است که تصمیم بگیرد آیا میخواهد همچنان در این چرخه فرسایشی گرفتار بماند یا بر مسیر دیپلماسی سرمایهگذاری کند؛ مسیری که هرچند کامل و بینقص نیست، اما دستکم این ظرفیت را دارد که راهی برای خروج از دور باطل تنشهای تکرارشونده ایجاد کند.
واقعیت نهایی این است که هر توافق پایدار و ماندگاری با ایران مستلزم نوعی مصالحه اقتصادی از سوی ایالات متحده خواهد بود. هیچ مسیر دیپلماتیک معتبر و قابلباوری وجود ندارد که بتواند این واقعیت را نادیده بگیرد یا از کنار آن عبور کند. پذیرش این حقیقت، پیششرط هرگونه تلاش جدی برای دستیابی به توافقی است که بتواند ثباتی پایدارتر را در روابط دو کشور و در منطقه ایجاد کند.