آرایشگاه یا اتاق درمان؛ جایی که زنها حرفهای نگفته را میگویند
وسط شلوغی شهر سالنهای زیبایی کوچک و بزرگ فقط برای رنگ مو و کاشت ناخن اهمیت ندارد، بلکه یک پناهگاه برای زنان است.
زنی که روی صندلی نشسته، در آینه فقط ریشههای درآمده موهایش را نمیبیند؛ از قسط عقبافتاده میگوید، از همسری که نمیفهمد، از مادری که مدام نقدش میکند، از شغلی که هیچوقت جدی گرفته نشده.
شیدا حصاری در چند ثانیه نوشت: آرایشگر، همزمان که فویلها را میچیند، سر تکان میدهد، سؤال میپرسد، گاهی نسخهای میپیچد، گاهی فقط ساکت میشنود. اینجا یک جلسه رسمی تراپی نیست، اما شاید حس سبک شدنی را که در انتها به مشتری و آرایشگر میدهد آرامش بیشتری از یک مشاوره واقعی داشته باشد!
در این سالنها زنان بدون روسری راه میروند، بلند میخندند، از بدن، پیری، ترس، رابطه و حتی سیاست حرف میزنند، بیآنکه نگران نگاه کسی پشت میز آشپزخانه یا پشت میز مدیریت باشند.
در این واحدهای کوچک و بزرگ که صدا و بوی رنگ در آنها غوغا میکند، زنان برای ساعاتی خودشان هستند. بدون هیچ برچسب و سمت و مسئولیتی.
در بعضی سالنها، شمارهی روانشناس دستبهدست میشود، لینک گروه حمایتی فرستاده میشود، حتی برای دختری که اشکهایش را پاک میکند، بقیه مشتریها ساکت میشوند و همدلی را تمرین میکنند.
«سالن زیبایی» اسمی فقط روی تابلوست، اما برای خیلیها، اتاقی برای خالی شدن از اعترافات روزمره است؛ جایی که رنگ مو، بهانه است و حرفها، اصل ماجرا.
تراپی با بوی رنگ و استون و کراتین، جایی زیر سشوار اتفاق میافتد؛ جایی که زنها چند ساعت رها هستند قبل از آنکه دوباره موهایشان را جمع کنند و برگردند به نقشهایی که بیرون از این در، از آنها انتظار میرود.