فارن افرز:
چین برای عصر هرجومرج آماده بود؛ چرا پکن در جهان بیقانون تهاجمیتر میشود؟
فارن افرز در تحلیلی تازه مینویسد چین که سالها خود را با شعار «عدم مداخله» و ضدامپریالیسم تعریف میکرد، حالا در برابر جهان آشفته و بیثبات، به سمت گسترش نقش امنیتی و اطلاعاتی خود در خارج از مرزها حرکت میکند.
به گزارش چندثانیه آنلاین، نشریه فارن افرز، در مقالهای با عنوان «چین برای عصر هرجومرج آماده بود» نوشت:
افزایش آشوب و بیثباتی در نظام بینالملل، چین را به سمت سیاستی فعالتر و سختگیرانهتر سوق میدهد؛ زیرا پکن دیگر نمیتواند فقط با تکیه بر شعارهای سنتی، منافع خارجیاش را حفظ کند.
جمهوری خلق چین از ابتدا در تقابل با ایده «امپراتوری» تعریف شد و حزب کمونیست، مشروعیت سیاسی خود را بر پایه ضدامپریالیسم و مخالفت با سلطه غرب بنا کرد.
پس از پیروزی کمونیستها در سال ۱۹۴۹، اصل «عدم مداخله» به یکی از پایههای اصلی سیاست خارجی چین تبدیل شد و پکن از آن برای معرفی خود به عنوان حامی حاکمیت کشورهای پسااستعماری بهره برد.
همین رویکرد، برای دههها به چین کمک کرد تا در میان کشورهای «جنوب جهانی» اعتبار سیاسی به دست آورد و خود را در برابر قدرتهای غربی، بازیگری متفاوت نشان دهد.
با این حال، مقاله تأکید میکند که صعود چین به عنوان یک قدرت بزرگ، این کشور را با تناقضی جدی روبهرو کرده است: هرچه منافع پکن در خارج از مرزهایش گستردهتر میشود، حفظ آن منافع نیز به حضور و مداخله بیشتر نیاز پیدا میکند.
بر اساس این تحلیل، چین اکنون به این جمعبندی رسیده که برای حفاظت از سرمایهها، مسیرهای بازرگانی، زنجیرههای تأمین و منابع حیاتی خود، باید نقش پررنگتری در مدیریت بیثباتی جهانی ایفا کند.
در این مقاله آمده است که شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، جهان کنونی را محیطی «بیقانون» و مبتنی بر پویایی خام قدرت میبیند؛ نگاهی که نشان میدهد پکن، آشوب را نه یک وضعیت موقت بلکه یک شرایط پایدار میداند.
نتیجه چنین برداشتی، حرکت تدریجی چین از دیپلماسی صرف به سمت آمادگی امنیتی و اطلاعاتی گستردهتر است؛ بهویژه در حوزههایی که به تجارت جهانی و تداوم نفوذ اقتصادی این کشور مربوط میشود.
مقاله توضیح میدهد که نیروهای امنیتی چین در حال آمادهسازی برای حفاظت از مسیرهای کلیدی حملونقل، شریانهای تجاری و منافع استراتژیک این کشور در خارج از مرزها هستند.
در همین چارچوب، وزیر امنیت دولتی چین به نهادهای امنیتی دستور داده است یک سیستم منسجم برای صیانت از منافع بینالمللی پکن ایجاد کنند؛ اقدامی که از نگاه نویسنده، نشانه گذار از یک سیاست تدافعی به یک رویکرد سازمانیافتهتر و فراسرزمینی است.
این تحول به آن معناست که چین، در عصر بیثباتی، صرفاً به ابزارهای اقتصادی یا روایتهای ایدئولوژیک اکتفا نخواهد کرد و ناچار است ظرفیتهای اطلاعاتی و دفاعی خود را نیز متناسب با این شرایط گسترش دهد.
مقاله همچنین نشان میدهد که این چرخش، برای پکن یک انتخاب لوکس نیست، بلکه پاسخی به این واقعیت است که قدرت بزرگ بودن، هزینههای امنیتی و مسئولیتهای بیشتری به همراه دارد.
در جمعبندی مقاله، پیام اصلی این است که هرچه جهان آشفتهتر شود، چین نیز احتمالاً قاطعتر، امنیتیتر و مداخلهجویانهتر عمل خواهد کرد؛ حتی اگر این روند با اصول سنتی اعلامشده در سیاست خارجیاش در تعارض باشد.