خزر آرامآرام عقب مینشیند؛ آیا بزرگترین دریاچه جهان با بحرانی شبیه ارومیه روبهرو خواهد شد؟
دریای خزر با مساحتی حدود ۳۷۰ هزار کیلومتر مربع، بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان به شمار میرود. این دریا برخلاف اقیانوسها و دریاهای آزاد، راهی به آبهای جهان ندارد و به همین دلیل سطح آب آن کاملاً به میزان ورودی رودخانهها و مقدار آبی که از طریق تبخیر از دست میرود وابسته است.
زهرا شفیعی در چندثانیه آنلاین نوشت: کافهای که روزی روی آب قرار داشت، حالا در میان خشکی ایستاده است. تصویری که این روزها از یکی از کافهرستورانهای ساحلی دریای خزر منتشر شده، تنها یک سوژه جالب برای شبکههای اجتماعی نیست؛ این تصویر روایت یک تغییر بزرگ است که سالهاست در سواحل خزر جریان دارد. آب عقب رفته، خط ساحلی جابهجا شده و نشانههای این تغییر از ایران تا روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان قابل مشاهده است.
دریای خزر با مساحتی حدود ۳۷۰ هزار کیلومتر مربع، بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان به شمار میرود. این دریا برخلاف اقیانوسها و دریاهای آزاد، راهی به آبهای جهان ندارد و به همین دلیل سطح آب آن کاملاً به میزان ورودی رودخانهها و مقدار آبی که از طریق تبخیر از دست میرود وابسته است. هر زمان این تعادل بر هم بخورد، سطح آب خزر نیز تغییر میکند.
در سه دهه گذشته روند کلی خزر، روندی نزولی بوده است. آب بهتدریج از سواحل عقب نشسته و در برخی مناطق ساحلی ایران این تغییر با چشم غیرمسلح نیز قابل مشاهده است. در بخشهای شمالی خزر که عمق آب بسیار کمتر است، این عقبنشینی آثار چشمگیرتری بر جای گذاشته و در برخی مناطق، آب کیلومترها از خطوط ساحلی پیشین فاصله گرفته است.
یکی از مهمترین دلایل این وضعیت، کاهش آب ورودی به خزر است. حدود ۸۰ درصد آب این دریا از طریق رود ولگا تأمین میشود؛ رودی که از قلب روسیه عبور میکند و شاهرگ حیاتی خزر محسوب میشود. افزایش مصرف آب برای کشاورزی، توسعه مناطق شهری، ساخت سدها و مدیریت منابع آب در طول مسیر ولگا باعث شده حجم کمتری از آب به خزر برسد. زمانی که ورودی آب کاهش پیدا میکند، خزر برای حفظ تراز خود با مشکل مواجه میشود.
در کنار این موضوع، تغییرات اقلیمی نیز نقش مهمی در تشدید بحران ایفا میکنند. افزایش دمای هوا در منطقه سبب شده میزان تبخیر از سطح خزر بیشتر شود. هرچه هوا گرمتر باشد، حجم بیشتری از آب از سطح دریا تبخیر میشود. در سالهای اخیر، افزایش دما و تغییر الگوهای بارش باعث شده این روند سرعت بیشتری پیدا کند. کاهش بارندگی در بسیاری از مناطق حوضه آبریز خزر نیز مزید بر علت شده و امکان جبران کاهش آب را محدود کرده است.
این تغییرات تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست و آثار اقتصادی گستردهای نیز به همراه دارد. بنادر حاشیه خزر از نخستین بخشهایی هستند که تحت تأثیر کاهش سطح آب قرار میگیرند. کم شدن عمق آب، ورود و خروج کشتیها را دشوارتر میکند و هزینه نگهداری مسیرهای کشتیرانی را افزایش میدهد. بسیاری از بنادر ناچار شدهاند عملیات لایروبی را بهصورت مستمر انجام دهند تا کشتیها همچنان امکان تردد داشته باشند.
صنعت شیلات نیز از این وضعیت بینصیب نمانده است. تغییر در شرایط زیستی آب، جابهجایی مناطق تخمریزی و تغییر ساختار اکوسیستم خزر بر جمعیت برخی گونههای آبزی تأثیر گذاشته است. این مسئله نهتنها برای محیطزیست بلکه برای هزاران خانوادهای که معیشت آنها به صید و فعالیتهای وابسته به دریا گره خورده، اهمیت دارد.
از سوی دیگر، خزر زیستگاه گونههای ارزشمند و منحصربهفردی است که در هیچ جای دیگری از جهان یافت نمیشوند. فوک خزری، تنها پستاندار بومی این دریا، یکی از شناختهشدهترین قربانیان تغییرات محیطی در منطقه است. کاهش سطح آب، تغییر زیستگاهها و افزایش فشارهای انسانی، بقای این گونه را با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
اما شاید نگرانکنندهترین بخش ماجرا، آن چیزی باشد که در مناطق کمعمق شمالی خزر در حال شکلگیری است. با عقبنشینی آب، بخشهایی از بستر دریا نمایان میشوند. اگر این روند ادامه یابد، زمینهای خشکشده میتوانند به کانونهای جدید گردوغبار و ذرات نمکی تبدیل شوند. تجربه دریاچه ارومیه نشان داده است که خشک شدن بسترهای آبی فقط به از بین رفتن آب ختم نمیشود؛ بلکه میتواند پیامدهایی برای کشاورزی، سلامت انسانها و کیفیت زندگی ساکنان مناطق اطراف نیز به همراه داشته باشد.
با این حال، خزر و ارومیه یکسان نیستند. حجم آب و وسعت خزر به اندازهای بزرگ است که خطر خشک شدن کامل آن در آینده قابل پیشبینی مطرح نیست. اما این موضوع به معنای نبود خطر نیست. کاهش مداوم سطح آب میتواند بخشهای وسیعی از سواحل، تالابها، زیستگاههای طبیعی و زیرساختهای اقتصادی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد و چهره خزر را نسبت به آنچه امروز میشناسیم به شکل محسوسی تغییر دهد.
در سالهای اخیر بارها درباره لزوم همکاری کشورهای حاشیه خزر برای مدیریت این روند هشدار داده شده است. با این حال، سرعت تغییرات از سرعت اقدامات پیشگیرانه بیشتر به نظر میرسد.
خزر هنوز یک دریاچه عظیم و زنده است، اما تصاویر کافهها، اسکلهها و قایقهایی که هر سال فاصله بیشتری با آب پیدا میکنند، یادآور این واقعیت هستند که بزرگترین پهنه آبی بسته جهان نیز از پیامدهای تغییرات اقلیمی و فشارهای انسانی در امان نمانده است.
آنچه امروز در سواحل خزر دیده میشود، شاید آغاز یک فاجعه نباشد، اما بدون تردید هشداری جدی درباره آینده یکی از مهمترین منابع طبیعی منطقه است؛ هشداری که هر سال با عقبنشینی بیشتر آب، آشکارتر از گذشته میشود.