زنانی که فوتبال را عاشقانهتر از مردان دنبال میکنند، اما کمتر دیده میشوند
«هنوز هم میشنویم: آخه زنو چه به فوتبال؟!» فوتبالی که قصهی یک توپ است و هزاران چرخش، قصهی یک پیراهن و پرچم است و بغضها و خندهها... فوتبالی که کاش آن را جنسیتی نکنیم!
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: در کمد زنان زیادی پیراهن تیمهای بزرگ به چشم میخورد، زنانی که در نشان دادن هیجاناتشان سادهتر، صمیمیتر و شدیدتر عمل میکنند. و حالا در بزرگترین صحنهی فوتبال جهان، شاهد خرج کردن این احساسات هستیم.
جام جهانی که شروع میشود، خیلیها خیال میکنند جهان فوتبال دوباره به مردها تحویل داده شده است؛ به همان صداهای بلند، همان تحلیلهای طلبکار، همان کلکلهای همیشگی. اما حقیقت جای دیگری است.
پشت بخش مهمی از این تب جهانی، پشت این پیگیری دیوانهوار، پشت این حافظه دقیق از ترکیبها و نتایج و فرم تیمها، زنهایی هستند که فوتبال را نه کمتر، که گاهی خیلی جدیتر و عاشقانهتر از مردها دنبال میکنند؛ فقط کسی عادت نکرده آنها را ببیند.
مسئله فقط این نیست که زنان هم فوتبال میبینند. این دیگر سالهاست یک واقعیت ساده است. مسئله این است که علاقه زن به فوتبال هنوز برای خیلیها باید توضیح داده شود، انگار امری استثنایی است، انگار نیاز به اثبات دارد.
اگر مردی ساعت بازیها را از حفظ باشد، اگر درباره ترکیب تیمها حرف بزند، اگر از یک تعویض اشتباه عصبانی شود، همه چیز طبیعی است.
اما زن که به همین اندازه درگیر فوتبال باشد، هنوز هم برای بخشی از جامعه یک پدیده عجیب به حساب میآید؛ کسی که باید مدام ثابت کند از سر تفنن نیامده، از روی هیجان زودگذر پای بازی ننشسته، و واقعاً این ورزش را میفهمد.
بی عدالتی همه جا هست. زنهای زیادی فوتبال را با دقت، حافظه، پیگیری و دلبستگی دنبال میکنند، اما در روایت رسمی این شور جایی ندارند. نامی از آنها در تصویر غالب فوتبال نیست. انگار هیجان این بازی فقط وقتی معتبر است که صدایش مردانه باشد.
در همین شبهای جام جهانی، زنان زیادی خوابشان را عقب میاندازند، برنامه روز بعدشان را به هم میریزند، با یک باخت تا ساعتها تلخ میشوند و با یک برد، حالشان از نو سرِ جا میآید.
فوتبال برای این زنان تنها یک سرگرمی و وقتگذرانی نیست که بخشی از زندگی است. برای بعضیهایشان، یک پناه است، یک هیجان واقعی در جهانی که مدام چیزی از آدم کم میکند.
جام جهانی مردان است، اما خیلی از هیجانات این تورنمنت، در خانههایی جریان دارد که در آنها زنی نشسته و بازی را زندگی میکند، نه فقط تماشا. زنی که شاید هیچوقت وارد قاب کلیشهای هوادار فوتبال نشده، اما رابطهاش با این بازی از خیلی هواداران رسمیتر، واقعیتر و ریشهدارتر است.