معمای حلنشدۀ «سوراخهای 2500 ساله»
ردیفهایی از گودالهای کمعمق که ۲۵۰۰ سال پیش در سراسر دانمارک حفر شدهاند، دهههاست ذهن باستانشناسان را به خود مشغول کردهاند. اکنون پژوهشگران با بازسازی عملی این سازههای اسرارآمیز میکوشند دریابند که هدف واقعی از ایجاد آنها چه بوده است.
در بخشهای مختلف دانمارک، ردیفهایی از گودالهای کمعمق در دل چشمانداز طبیعی دیده میشود که گویی بخشی از یک طرح فراموششده هستند. این گودالها نه قبر هستند، نه جای ستونهای ساختمانی و نه چالههای معمولی زباله. این سازهها که در زبان دانمارکی «هولبِلتر» (کمربندهای حفرهای) نامیده میشوند، دهههاست به یکی از معماهای بزرگ باستانشناسی این کشور تبدیل شدهاند.
اکنون یک پروژه جدید در حوزه باستانشناسی تجربی تلاش میکند به پرسشی اساسی پاسخ دهد: هزاران گودالی که در عصر آهن حفر شدهاند، دقیقاً چه کاربردی داشتهاند؟
تاریخ این گودالها به اوایل عصر آهن پیشارومی، یعنی حدود ۵۰۰ تا ۳۰۰ سال پیش از میلاد بازمیگردد. این کمربندهای حفرهای گاهی صدها متر و حتی چندین کیلومتر امتداد دارند. هر گودال معمولاً تنها ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر عمق دارد، اما آنها در کنار یکدیگر نواری به عرض سه تا شش متر ایجاد میکنند. تاکنون نزدیک به ۵۰ نمونه از این سازهها در سراسر دانمارک شناسایی شده است. پژوهشهای پیشین نشان دادهاند که این نوع آرایش گودالها بهطور غیرمعمولی در دانمارک متمرکز است، هرچند نمونههای پراکندهای از آن در سوئد و هلند نیز دیده شده است.
بازسازی گودالها از ابتدا
در مؤسسه ساکسو وابسته به دانشگاه کپنهاگ، هنریت لینگستروم استاد باستانشناسی، گروهی ۳۰ نفره از دانشجویان را گرد هم آورده تا بحثهای نظری را به میدان عمل بیاورد. به جای آنکه فقط درباره علت حفر این گودالها پرسش شود، پژوهشگران تصمیم گرفتهاند یک کمربند حفرهای را از نو بسازند.
آنها ابزارهای مورد نیاز را بازسازی کردهاند، با بیلهای چوبی مشابه نمونههای عصر آهن زمین را کندهاند، عملکرد این ابزارها را با بیلهای فلزی امروزی مقایسه کردهاند و میزان نیروی کار و زمان مورد نیاز را ثبت کردهاند تا ببینند چنین سازهای در عمل چگونه شکل میگیرد.
این آزمایشها در برابر روستای بازسازیشده عصر آهن در «ساگنلاند لِیره» انجام میشود؛ جایی که فناوریها و روشهای باستانی را میتوان در مقیاس واقعی آزمایش کرد. پژوهشگران معتقدند برخی جنبههای زندگی گذشته فقط زمانی آشکار میشوند که انسانها، ابزارها، خاک، زمان، شرایط آبوهوایی و همکاری گروهی همگی در یک آزمایش واقعی کنار هم قرار گیرند.
آیا این گودالها برای نگهداری مواد غذایی بودهاند؟
یکی از جالبترین آزمایشها به امکان ذخیره مواد غذایی مربوط میشود. در محوطهای به نام «لیستبکگورد» در غرب یوتلند، باستانشناسان پیشتر قطعات سفال و بخش پایینی یک ظرف سفالی را در یکی از این کمربندهای حفرهای کشف کرده بودند. این یافته به تنهایی ثابت نمیکند که گودالها برای انبار کردن غذا به کار میرفتهاند، اما چنین احتمالی را زنده نگه داشته است.
آنجلین سورنسن، دانشجوی کارشناسی ارشد، برای بررسی این فرضیه تکهای گوشت مرغ با دمای حدود ۱۰ درجه سانتیگراد را در یک ظرف سفالی داخل یکی از گودالها قرار داد و در طول روز دمای آن را اندازهگیری کرد.

در روزی نسبتا گرم از ماه مه که دمای هوا به حدود ۲۰ درجه سانتیگراد رسید، دمای گوشت تنها تا حدود ۱۲ درجه افزایش یافت. اگرچه این دما از نظر استانداردهای امروزی برای نگهداری ایمن گوشت مناسب نیست، اما از دیدگاه باستانشناسی نتیجه مهمی به شمار میرود. این آزمایش نشان داد که گودالهای پوشیده میتوانستهاند دما را تا حدی کنترل کنند و احتمالاً در فصلهای خنکتر، بهویژه پاییز، برای خنک نگه داشتن مواد غذایی مفید بودهاند.
همچنین مشخص شد قطعات سفال یافتشده میتوانستهاند بهعنوان ابزار حفاری نیز مورد استفاده قرار گیرند.
بیلهای چوبی و نیروی کار سازمانیافته
بیلهای چوبی بخش مهم دیگری از این پژوهش هستند. باستانشناسان نمونههای متعددی از ابزارهای چوبی عصر آهن را یافتهاند که دارای انتهای صاف و دستهای در مرکز هستند. به دلیل شباهت ظاهری به پارو، زمانی تصور میشد این اشیا برای قایقرانی ساخته شدهاند. اما شکل نامتقارن آنها و وجود آثار خاک و سنگریزه در قسمتهای آسیبدیده نشان میدهد که احتمالاً برای حفاری به کار میرفتهاند.
کلارا تایلز و همکارانش نسخههای بازسازیشده این ابزارها را آزمایش کردند، در حالی که گروه دیگری با بیلهای فلزی مدرن کار میکردند.
نتیجه روشن بود: بیلهای چوبی کار میکردند، اما استفاده از آنها کندتر و دشوارتر بود و لازم بود در حین کار مرتب با تبر تیز شوند. این موضوع نشان میدهد که ساخت چنین کمربندهایی در عصر آهن کاری ساده و روزمره نبوده است، بلکه نیاز به برنامهریزی، تلاش مستمر و گروههایی سازمانیافته داشته است.
به باور لینگستروم، یکی از مهمترین نتایج پروژه همین نکته است. او معتقد است حضور تعداد زیاد حفاران همیشه به معنای سرعت بیشتر نیست. ایجاد یک کمربند حفرهای نیازمند نظم، فاصلهگذاری دقیق و رهبری مؤثر بوده است. اگر جوامع عصر آهن چنین سازههایی را در مسیرهای طولانی ایجاد کرده باشند، پس باید از ساختارهای اجتماعی و مدیریتی لازم برای هدایت نیروی کار نیز برخوردار بوده باشند.
بنابراین این گودالها شاید نشانهای از وجود سلسلهمراتب اجتماعی و سازماندهی جمعی در دانمارک عصر آهن باشند.
مانع دفاعی یا چیزی پیچیدهتر؟
فرضیه دفاعی بودن این سازهها همچنان یکی از قویترین توضیحات به شمار میرود. آزمایشهای پیشین نشان داده بود که گوسفندان و گاوها بدون مشکل خاصی از روی این کمربندها عبور میکنند؛ بنابراین احتمال اینکه صرفاً برای کنترل دامها ساخته شده باشند، کاهش یافته است.
اما زمانی که گروه پژوهشی لیره یک نبرد آزمایشی با چوب و سلاحهای پلاستیکی شبیهسازی کرد، نتیجه متفاوت بود. افرادی که نقش مهاجم را داشتند هنگام عبور از سطح ناهموار گودالها با مشکل روبهرو شدند. حرکت، حفظ تعادل و جنگیدن به طور همزمان برای آنها دشوارتر بود، در حالی که مدافعان برتری بیشتری داشتند.
البته این نتیجه نیز به معنای پایان بحث نیست. ممکن است کمربندهای حفرهای در مناطق مختلف کاربردهای متفاوتی داشته باشند؛ از دفاع و کنترل رفتوآمد گرفته تا تعیین مرزها، نگهداری فصلی مواد غذایی یا حتی انجام فعالیتهای آیینی و مذهبی.
در حال حاضر، معمای کمربندهای حفرهای ۲۵۰۰ساله دانمارک همچنان بهطور کامل حل نشده است. با این حال، آزمایشهای جدید دامنه احتمالات را محدودتر کردهاند و نشان میدهند که این گودالهای کمعمق نشانههایی تصادفی در خاک نبودهاند، بلکه سازههایی مهندسیشده بودهاند که برای ساخت آنها به نیروی کار، مدیریت و هدفی مشخص نیاز بوده است.