چرا بعضیها هر رژیمی را شکست میدهند؟ نقش پنهان ژنتیک در اشتها و افزایش وزن
وزن بدن حاصل تعامل پیچیده میان عوامل ژنتیکی، هورمونی، محیطی و رفتاری است. به همین دلیل دو نفر که دقیقاً رژیم غذایی و برنامه ورزشی مشابهی دارند، ممکن است نتایج کاملاً متفاوتی کسب کنند. برخی افراد از نظر ژنتیکی به گونهای برنامهریزی شدهاند که گرسنگی بیشتری احساس کنند، دیرتر سیر شوند یا کالری را با کارایی بیشتری در بدن ذخیره کنند.
به گزارش گروه دانش و سلامت چندثانیه آنلاین: اگر تا به حال رژیم گرفتهاید، احتمالاً این سؤال برایتان پیش آمده است: چرا بعضی افراد بدون دردسر وزن خود را کنترل میکنند، اما برخی دیگر با وجود رعایت رژیم غذایی و ورزش، همچنان برای کاهش وزن با مشکل روبهرو هستند؟ سالها تصور میشد پاسخ این پرسش تنها در میزان اراده، عادتهای غذایی یا تحرک بدنی نهفته است؛ اما تحقیقات جدید نشان میدهد داستان بسیار پیچیدهتر از این حرفهاست و ژنهای ما نقشی بسیار پررنگتر از آنچه تصور میشد در احساس گرسنگی، اشتها و حتی موفقیت یا شکست رژیمهای لاغری دارند.
وزن بدن حاصل تعامل پیچیده میان عوامل ژنتیکی، هورمونی، محیطی و رفتاری است. به همین دلیل دو نفر که دقیقاً رژیم غذایی و برنامه ورزشی مشابهی دارند، ممکن است نتایج کاملاً متفاوتی کسب کنند. برخی افراد از نظر ژنتیکی به گونهای برنامهریزی شدهاند که گرسنگی بیشتری احساس کنند، دیرتر سیر شوند یا کالری را با کارایی بیشتری در بدن ذخیره کنند.
مطالعات نشان دادهاند صدها ژن مختلف در تنظیم وزن بدن نقش دارند. این ژنها بر بخشهایی از مغز که مسئول کنترل اشتها هستند تأثیر میگذارند و تعیین میکنند بدن چه زمانی احساس گرسنگی یا سیری کند. در برخی افراد، سیگنالهای گرسنگی قویتر و سیگنالهای سیری ضعیفتر عمل میکنند؛ موضوعی که باعث میشود مقاومت در برابر خوردن غذا برای آنها بسیار دشوارتر از دیگران باشد.
یکی از مهمترین بخشهای این فرآیند در مغز و بهویژه در ناحیهای به نام هیپوتالاموس رخ میدهد. این بخش از مغز بهطور مداوم اطلاعاتی را از هورمونهای مختلف دریافت میکند تا میزان انرژی ذخیرهشده در بدن را ارزیابی کند. هنگامی که ذخایر انرژی کاهش مییابد، مغز با ارسال پیامهایی احساس گرسنگی را افزایش میدهد و فرد را به خوردن غذا تشویق میکند. اما در برخی افراد، این سیستم به دلیل تفاوتهای ژنتیکی حساستر عمل میکند و میل به غذا خوردن را بیشتر از حد معمول افزایش میدهد.
بدن انسان برای مقابله با کاهش وزن طراحی شده است. از دیدگاه تکاملی، اجداد ما در محیطی زندگی میکردند که غذا همیشه در دسترس نبود و قحطی تهدیدی دائمی محسوب میشد. به همین دلیل بدن انسان در طول هزاران سال تکامل یافته تا از ذخایر چربی محافظت کند. زمانی که فرد وزن کم میکند، بدن این وضعیت را بهعنوان یک تهدید تلقی کرده و تلاش میکند وزن ازدسترفته را بازگرداند.
به همین علت بسیاری از افرادی که موفق به کاهش وزن میشوند، پس از مدتی دوباره با افزایش وزن مواجه میشوند. در این شرایط سطح برخی هورمونهای گرسنگی افزایش مییابد، متابولیسم بدن کندتر میشود و مغز فرد را به مصرف غذای بیشتر تشویق میکند. این واکنشهای زیستی میتوانند ماهها و حتی سالها پس از کاهش وزن ادامه پیدا کنند.
برخی مطالعات حتی از پدیدهای به نام «حافظه چربی» سخن میگویند. بر اساس این نظریه، سلولهای چربی و برخی سازوکارهای زیستی بدن میتوانند وضعیت قبلی وزن را به خاطر بسپارند و برای بازگشت به آن تلاش کنند. به همین دلیل حفظ کاهش وزن در بسیاری از موارد از خودِ کاهش وزن دشوارتر است.
ژنتیک به معنای سرنوشت قطعی نیست. داشتن ژنهای مرتبط با چاقی الزاماً به این معنا نیست که فرد محکوم به اضافهوزن است. ژنها تنها احتمال بروز برخی ویژگیها را افزایش میدهند و همچنان عوامل محیطی و سبک زندگی نقش تعیینکنندهای دارند. تغذیه متعادل، خواب کافی، فعالیت بدنی منظم و مدیریت استرس میتوانند اثر بسیاری از عوامل ژنتیکی را کاهش دهند.
نگاه سادهانگارانه به چاقی و نسبت دادن آن به «کمبود اراده» نهتنها نادرست، بلکه از نظر علمی نیز قابل دفاع نیست. امروزه شواهد فزایندهای وجود دارد که نشان میدهد چاقی یک وضعیت پیچیده زیستی است و افراد در شرایط یکسان، با چالشهای متفاوتی برای کنترل وزن مواجه میشوند.
این یافتهها میتواند نگاه ما را به موضوع کاهش وزن تغییر دهد. شاید وقت آن رسیده باشد که به جای سرزنش افرادی که در کاهش وزن موفق نیستند، پیچیدگیهای بدن انسان را بهتر درک کنیم. مبارزه با اضافهوزن برای برخی افراد صرفاً یک انتخاب روزانه نیست، بلکه نبردی مداوم با سازوکارهای قدرتمند ژنتیکی و زیستی است؛ سازوکارهایی که میلیونها سال تکامل آنها را شکل داده است.
در نهایت، پیام اصلی تحقیقات جدید روشن است: اگر کاهش وزن برای شما دشوارتر از دیگران به نظر میرسد، احتمالاً تنها اراده شما در این موضوع دخیل نیست. ژنها، هورمونها و سیستمهای پیچیده مغزی نیز در این معادله حضور دارند؛ واقعیتی که میتواند درک علمیتر و منصفانهتری از مسئله چاقی و رژیمهای غذایی ایجاد کند.