دردی که از پدران به پسران ارث میرسد؛ چرا مردان گریه نمیکنند؟
«آیا هرگز گریه کردن پدرت را دیدهای؟» یک رواندرمانگر در سایکولوژی تودی توضیح میدهد که چرا پاسخ منفی به این سؤال در میان مردان، نشاندهنده یک بحران عمیق در سلامت روان و دلیل اصلیِ محدود شدن احساسات و روابط عاطفی آنهاست.
به گزارش چندثانیه آنلاین، مقالهای به قلم دکتر آسائل رومانلی (Assael Romanelli)، رواندرمانگر و مددکار اجتماعی بالینی، به بررسی یک پرسش عمیق و پیامدهای روانشناختی آن پرداخته است: «آیا هرگز گریه کردن پدرت را دیدهای؟».
دکتر رومانلی در کلینیک خود این سؤال را از بسیاری از مراجعان مرد میپرسد و پاسخ معمولاً منفی یا محدود به یک تجربه بسیار خاص و نادر است.
او اشاره میکند که بیشتر مردان در طول زندگی خود هرگز گریه کردن پدرشان را ندیدهاند و در نتیجه، اکثر فرزندان آنها نیز هرگز اشک ریختن آنها را ندیدهاند.
این الگو، که ریشه در شرطیسازیهای فرهنگی و هنجارهای مردانگی دارد، پیامدهای عمیقی بر سلامت روان مردان و پویایی خانواده میگذارد.
وقتی پسری هرگز اشک ریختن پدرش را در مواجهه با غم، درد یا حتی شادی نمیبیند، ناخودآگاه یاد میگیرد که مردانگی با سرکوب احساسات آسیبپذیر گره خورده است.
این سرکوب احساسی باعث میشود «محدوده عاطفی» (emotional range) مردان محدود شود و آنها نتوانند با بخش مهمی از انسانیت خود ارتباط برقرار کنند.
دکتر رومانلی معتقد است این پنهان کردن احساسات، نه تنها مردان را از درون دچار انزوا میکند، بلکه مانع ایجاد پیوندهای عمیق و اصیل با همسران و فرزندانشان میشود.
او این پرسش را به عنوان یکی از سؤالاتی مطرح میکند که تفکر درباره آن میتواند به افراد کمک کند تا «احساس زنده بودن بیشتری» داشته باشند و الگوهای تکراریِ سرکوب عاطفی را بشکنند.
روانشناسان تأکید دارند زمانی که پدران به خود اجازه میدهند در حضور فرزندانشان گریه کنند یا احساساتشان را بروز دهند، به پسرانشان اجازه میدهند که انسانیت کامل خود را بپذیرند و به دخترانشان میآموزند که از مردان زندگی خود انتظار صمیمیت عاطفی داشته باشند.